بسم الله النور، النوربه:انیس النفوس، شمس الشموس، مولا علی ابن موسی الرضا(ع)از:غلام رو سیاه، گنهکارسلام آقای خوبماز آخرین باری که به پابوستان آمدم تاکنون چندسالی می گذرد و حال که در صحن و سرایت هستم سر تا پا شوق و شعف دارم.یادم هست دفعه قبل خواسته های زیادی از شما داشتم؛ الآن که خوب فکر می کنم به همه خواسته هایم رسیده ام؛ شغل سپاه، عروسی، جور شدن زندگی و... ممنونم آقای خوبم، ممنون.دو روز پیش ک
در عمليات فتح المبين بود كه ما به عنوان نيروى تأمين جهت جلوگيرى از دور خوردن ، توسط نيروهاى دشمن در حال خدمت بوديم . عمليات تا ظهر ادامه داشت .ما در عقب تانك بوديم . چون فرصت نداشتيم و موقعيت هم طورى نبود كه بتوان نماز را در روى زمين خواند، با همان خاكى كه بر روى سطح بيرونى جمع شده بود تيمم كرديم و مشغول نماز شديم . پوتين ، كلاه خود، و تجهيزات همراهمان بود. هم چنان تانك هم در حال حركت بود و ح
بیایید یک لحظه عاشق شویمجدا از تمام سلایق شویمنه مال و نه شهوت، نه جاه و مقامبیا فارغ از این علایق شویم چو صیاد شیرازی و کاظمیپرنده، پرستو، شقایق شویمبیایید.. چون رهبر و مقتدا دمی رهسپار مناطق شویمبه فکه درآییم و فتح المبین کمی آشنا با حقایق شویم بیـاد شهیـدان گـردان عشـقبه مقتل پُر از اشک و هِق هِق شویمبیفتیم.. بر خاکشان لحظه ایدر آن لحظه مست دقایق شویمبیا با دو دست علمدار عشقهم آوا و همسو مو
برچسب: شهدا, نویسنده: بنیامین پورعلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 18:27
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز در جبهه
نماز
شهید سید حسن ولی بسیار به کبوتر و پرورش آنها علاقه داشت و به آنها عشق می ورزید .خواهر این شهید بزرگوار میگوید وقتی حسن دو دستش را باز میکرد کبوتران یک به یک روی دستانش می نشستند و وقتی شهید قرار بود به جبهه اعزام گردد این کبوتران تا بالای اتوبوسی که سید حسن با آن روانه میشد رفته و برگشتند ظاهرا فهمیده بودند حسن قرار است شهید شود.بعد از خبر شهادت سید حسن به خانواده اش مادرش اصرار کرد دو کبوتر
بسم الله النور، النوربه:انیس النفوس، شمس الشموس، مولا علی ابن موسی الرضا(ع)از:غلام رو سیاه، گنهکارسلام آقای خوبماز آخرین باری که به پابوستان آمدم تاکنون چندسالی می گذرد و حال که در صحن و سرایت هستم سر تا پا شوق و شعف دارم.یادم هست دفعه قبل خواسته های زیادی از شما داشتم؛ الآن که خوب فکر می کنم به همه خواسته هایم رسیده ام؛ شغل سپاه، عروسی، جور شدن زندگی و... ممنونم آقای خوبم، ممنون.دو روز پیش